دعاى صباح
دعاى صباح: این دعا از امیرمؤمنان على (علیه السلام) نقل شده است و بسیار پرمحتوا و لذّت بخش و زیباست. مرحوم «علاّمه مجلسى» این دعا را در کتاب «بحارالانوار» هم در کتاب الدعا و هم در کتاب الصلاة آورده است و فرموده: این دعا از دعاهاى مشهور است، ولى من آن را جز در کتاب «مصباح سیّد بن باقى» رضوان الله علیه، در دیگر کتاب هاى معتبر نیافتم و مشهور آن است که این دعا را بعد از نماز صبح بخوانند.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ
به نام خداوند بخشندۀ مهربان
اَللّـٰهُمَّ یٰا مَنْ دَلَعَ لِسٰانَ الصَّبٰاحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ، وَسَرَّحَ قِطَعَ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ بِغَیٰاهِبِ تَلَجْلُجِهِ،
اى که زبان صبح را با دمیدن سپیده بیرون آوردى، و پاره هاى شب تاریک را به صورت سیاهى هاى پراکنده روانه کردى،
وَاَتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَکِ الدَّوّٰارِ فى مَقٰادیرِ تَبَرُّجِهِ، وَشَعْشَعَ ضِیٰآءَ الشَّمْسِ بِنُورِ تَاَجُّجِهِ،
و آفرینش چرخ گردون را در اندازه هاى زیبایش محکم ساختى، و روشنایى خورشید را با نور گرمش پرتوافکن ساختى،
یٰا مَنْ دَلَّ عَلىٰ ذٰاتِهِ بِذٰاتِهِ، وَتَنَزَّهَ عَنْ مُجٰانَسَةِ مَخْلُوقٰاتِهِ، وَجَلَّ عَنْ مُلاٰئَمَةِ کَیْفِیّٰاتِهِ،
اى که ذاتت گواه ذات توست و از مشابهت با آفریدگانت مبرّایى، و از مناسبت و سنخیت با مخلوقات برترى،
یا مَنْ قَرُبَ مِنْ خَطَراتِ الظُّنُونِ، وَبَعُدَ عَنْ لَحَظاتِ الْعُیُونِ، وَعَلِمَ بِما کانَ قَبْلَ اَنْ یَکُونَ،
اى که از گمانهایى که بر دل جارى شود نزدیکترى و از منظر دیدگان دورى، و به آنچه هست پیش از آن که باشد آگاهى،
یٰا مَنْ اَرْقَدَنى فى مِهٰادِ اَمْنِهِ وَاَمٰانِهِ، وَاَیْقَظَنى اِلىٰ مٰا مَنَحَنى بِهِ مِنْ مِنَنِهِ وَاِحْسٰانِهِ، وَکَفَّ اَکُفَّ السُّوءِ عَنّى بِیَدِهِ وَسُلْطٰانِهِ،
اى که مرا در بستر امنیت و آسایشت خوابانیدى، و مرا براى (استفاده از) نعمت ها و احسانت بیدار کردى، و دست بدخواهان را با قدرت و فرمانرواییت از من بازداشتى،
صَلِّ اللّٰهُمَّ عَلَى الدَّلیلِ اِلَیْکَ فِى اللَّیْلِ الْأَلْیَلِ، وَالْمٰاسِکِ مِنْ اَسْبَابِکَ بِحَبْلِ الشَّرَفِ الْأَطْوَلِ،
خدایا درود فرست بر راهنمایت در شب تاریک (جهل)، و گیرنده ریسمان آبرومند پایدار
وَالنّٰاصِعِ الْحَسَبِ فى ذِرْوَةِ الْکٰاهِلِ الْأَعْبَلِ، وَالثّٰابِتِ الْقَدَمِ عَلىٰ زَحٰالیفِهٰا فِى الزَّمَنِ الْأَوَّلِ، وَعَلىٰ اٰلِهِ الْأَخْیٰارِ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَبْرٰارِ،
و آن پاک نسبى که بر شانه پاکترین و بلندمرتبه ترین مرد عالم قرار گرفت، و آن ثابت قدم بر لغزشگاه هاى زمان نخست (جاهلیّت) و بر خاندان نیک برگزیده نیکوکار،
وَافْتَحِ اللّٰـهُمَّ لَنٰا مَصٰاریعَ الصَّبٰاحِ بِمَفٰاتیحِ الرَّحْمَةِ وَالْفَلاٰحِ، وَاَلْبِسْنِى اللّـٰهُمَّ مِنْ اَفْضَلِ خِلَعِ الْهِدٰایَةِ وَالصَّلاٰحِ،
خدایا درهاى صبح را با کلیدهاى رحمت و رستگاریت بر ما بگشاى، و خدایا از بهترین جامه هاى هدایت و رستگارى بر من بپوشان،
وَاَغْرِسِ اللّـٰهُمَّ بِعَظَمَتِکَ فى شِرْبِ جَنٰانى یَنٰابیعَ الخُشُوعِ، وَاَجْرِ اللّـٰهُمَّ لِهَیْبَتِکَ مِنْ امٰاقى زَفَرٰاتِ الدُّمُوعِ،
و خدایا به حقّ بزرگى و عظمتت در آبگاه دلم چشمه هاى فروتنى را قرار ده، و خدایا براى ترس از شکوهت قطرات اشک را از چشمم جارى ساز
وَاَدِّبِ اللّـٰهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنّى بِاَزِمَّةِ الْقُنُوعِ،
و خدایا کوتاه فکریم را با مهارهاى قناعت تربیت کن،
اِلٰهى اِنْ لَمْ تَبْتَدِئْنِى الرَّحْمَةُ مِنْکَ بِحُسْنِ التَّوْفیقِ، فَمَنِ السّٰالِکُ بى اِلَیْکَ فى وٰاضِحِ الطَّریقِ،
اى معبود من، اگر به واسطه حسن توفیق، رحمت از ناحیه تو بر من آغاز نشده بود، پس چه کسى مرا در راه روشن و آشکار به سوى تو مى کشاند؟
وَاِنْ اَسْلَمَتْنى اَنٰاتُکَ لِقٰآئِدِ الْأَمَلِ وَالْمُنىٰ، فَمَنِ الْمُقیلُ عَثَرٰاتى مِنْ کَبَوٰاتِ الْهَوىٰ،
و اگر شکیباییت مرا به دست میل سرکش بسپارد، پس چه کسى لغزش هاى مرا در کنار پرتگاه هاى هواى نفس مى بخشد؟
وَاِنْ خَذَلَنى نَصْرُکَ عِنْدَ مُحٰارَبَةِ النَّفْسِ وَالشَّیْطٰانِ، فَقَدْ وَکَلَنى خِذْلاٰنُکَ اِلىٰ حَیْثُ النَّصَبِ وَالْحِرْمٰانِ،
و اگر در هنگام نبرد با نفس و شیطان، مرا از یاریت ناامید کنى، به یقین ناامید کردنت مرا به دست رنج و ناکامى سپارد،
اِلٰهى اَتَرٰانى مٰآ اَتَیْتُکَ اِلَّا مِنْ حَیْثُ الْاٰمالِ، اَمْ عَلِقْتُ بِاَطْرٰافِ حِبٰالِکَ اِلَّا حینَ بٰاعَدَتْنى ذُنُوبى عَنْ دٰارِ الْوِصٰالِ،
اى معبود من، تو مى دانى آمدنم به درگاهت فقط به خاطر آرزوهایم است یا چنگ زدنم به ریسمانت فقط در زمانى است که گناهان مرا از ارتباط با تو دور سازد،
فَبِئْسَ الْمَطِیَّةُ الَّتِى امْتَطَتْ نَفْسى مِنْ هَوٰاهٰـا، فَوٰاهاً لَهٰا لِمٰا سَوَّلَتْ لَهٰا ظُنُونُهٰا وَمُنٰاهٰا، وَتَبّاً لَهٰا لِجُرْاَتِهٰا عَلىٰ سَیِّدِهٰا وَمَوْلاٰهٰا،
پس چه بد مرکبى است مرکب هواى نفس، پس واى بر این نفس که گمانها و آرزوها آن را وسوسه کرده و مرده باد این نفس به خاطر گستاخیش بر آقا و مولایش،
اِلٰهى قَرَعْتُ بٰابَ رَحْمَتِکَ بِیَدِ رَجٰآئى، وَهَرَبْتُ اِلَیْکَ لاٰجِئاً مِنْ فَرْطِ اَهْوٰآئى، وَعَلَّقْتُ بِاَطْرٰافِ حِبٰالِکَ اَنٰامِلَ وَلاٰئى،
اى معبود من، با دست امید، درگاه رحمتت را کوبیده ام، و از زیاده روى خواسته هاى نفسم به سوى تو گریخته و پناهنده ام و دست دوستیم را به ریسمانهاى محبتت آویختم،
فَاْصْفَحِ اللّـٰهُمَّ عَمّٰا کُنْتُ اَجْرَمْتُهُ مِنْ زَلَلى وَخَطٰآئى، وَاَقِلْنى مِنْ صَرْعَةِ رِدٰآئى،
اى خدا، از لغزش و خطایى که مرتکب شده ام درگذر، و کم عقلیم را نادیده گیر،
فَاِنَّکَ سَیِّدى وَمَوْلاٰىَ وَمُعْتَمَدى وَرَجٰائى، وَاَنْتَ غٰایَةُ مَطْلُوبى، وَمُنٰاىَ فى مُنْقَلَبى وَمَثْوٰاىَ،
چرا که تو آقا و سرپرست و تکیه گاه و امید منى، و تویى نهایت خواسته ام و آرزویم در بازگشت و جایگاهم،
اِلٰهى کَیْفَ تَطْرُدُ مِسْکیناً الْتَجَأَ اِلَیْکَ مِنَ الذُّنُوبِ هٰارِباً، اَمْ کَیْفَ تُخَیِّبُ مُسْتَرْشِداً قَصَدَ اِلىٰ جَنٰابِکَ سٰاعِیاً،
اى معبود من، چگونه دور مى کنى بیچاره اى را که براى فرار از گناه به تو پناه آورده است، یا چگونه نا امید مى کنى جوینده راهى را که با سعى و کوشش تو را قصد کرده است،
اَمْ کَیْفَ تَرُدُّ ظَمْئٰانَ وَرَدَ اِلىٰ حِیٰاضِکَ شٰارِباً، کَلّٰا وَحِیٰاضُکَ مُتْرَعَةٌ فى ضَنْکِ الْمُحُولِ،
یا چگونه باز مى گردانى تشنه اى را که براى نوشیدن (آب حیات) به چشمه (وصالت) وارد شده است، نه هرگز چنین نیست، در حالى که چشمه وصالت در خشکسالى شدید هم پر آب است،
وَبابُکَ مَفْتُوحٌ لِلطَّلَبِ وَالْوُغُولِ، وَاَنْتَ غٰایَةُ الْمَسْئُولِ، وَنِهٰایَةُ الْمَاْمُولِ،
و درگاهت براى درخواست و رفت و آمد باز است، و تویى درخواست شده نهایى و کمال مطلوب،
اِلٰهى هذِهِ اَزِمَّةُ نَفْسى عَقَلْتُهٰا بِعِقٰالِ مَشِیَّتِکَ، وَهذِهِ اَعْبٰآءُ ذُنُوبى دَرَاْتُهٰا بِعَفْوِکَ وَرَحْمَتِکَ،
اى معبود من، این افسار نفس (سرکش) من است، که آن را به ریسمان مشیّتت بسته ام، و این بارهاى گناهان من است که با عفو و رحمتت آنها را از خود دور کرده ام
وَهٰذِهِ اَهْوٰآئِىَ الْمُضِلَّةُ وَکَلْتُهٰا اِلىٰ جَنٰابِ لُطْفِکَ وَرَاْفَتِکَ،
و این خواسته هاى گمراه کننده نفس من است که آنها را به درگاه لطف و مهربانیت واگذار نموده ام،
فَاجْعَلِ اللّـٰهُمَّ صَبٰاحى هٰذا نٰاِزلاً عَلَىَّ بِضِیٰآءِ الْهُدىٰ، وَبِالسَّلاٰمَةِ فِى الدّینِ وَالدُّنْیٰا،
خدایا صبح امروزم را چنین مقدّر کن که نور هدایت همراه با سلامتى دین و دنیا بر من فرود آید؛
وَمَسٰآئى جُنَّةً مِنْ کَیْدِ الْعِدىٰ، وَوِقٰایَهً مِنْ مُرْدِیٰاتِ الْهَوىٰ،
و شبم را سپرى در مقابل مکر دشمنان و پناهگاهى در مقابل هواهاى نفس قرار ده،
اِنَّکَ قٰادِرٌ عَلىٰ مٰا تَشٰآءُ، تُؤْتِى الْمُلْکَ مَنْ تَشٰآءُ، وَتَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰآءُ،
زیرا تو بر هر چه خواهى توانایى، به هر کس بخواهى حکومت مى بخشى و از هر کس بخواهى حکومت را مى گیرى،
وَتُعِزُّ مَنْ تَشٰآءُ، وَتُذِلُّ مَنْ تَشٰآءُ، بِیَدِکَ الْخَیْرُ، اِنَّکَ عَلىٰ کُلِّ شَىْء قَدیرٌ،
و هر کس را بخواهى عزّت مى بخشى و هر که را بخواهى خوار مى کنى تمام خوبیها بدست توست، تو بر هر چیز قادرى،
تُولِجُ اللَّیْلَ فى النَّهٰارِ، وَتُولِجُ النَّهٰارَ فِى اللَّیْلِ،
شب را در روز داخل مى کنى و روز را در شب،
وَتُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ، وَتُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَىِّ،
و زنده را از مرده بیرون مى آورى و مرده را از زنده
وَتَرْزُقُ مَنْ تَشٰآءُ بِغَیْرِ حِسٰاب، لاٰ اِلـٰهَ اِلّٰا اَنْتَ، سُبْحٰانَکَ اللّـٰهُمَّ وَبِحَمْدِکَ،
و به هر کس بخواهى بدون حساب روزى مى بخشى، معبودى جز تو نیست، خدایا تو را تسبیح مى گویم و به ستایشت مشغولم،
مَنْ ذٰا یَعْرِفُ قَدْرَکَ فَلاٰ یَخٰافُکَ، وَمَن ذاٰ یَعْلَمُ مٰا اَنْتَ فَلاٰ یَهٰابُکَ،
کیست که مقام و منزلتت را شناخته و از تو نترسد، و کیست که تو را شناسد و از تو نهراسد،
اَلَّفْتَ بِقُدْرَتِکَ الْفِرَقَ، وَفَلَقْتَ بِلُطْفِکَ الْفَلَقَ،
و گروه هاى مختلف را با قدرتت جمع نمودى، و به لطف و مهربانیت سپیده دم را شکافتى
وَاَنـَرْتَ بِکَرَمِکَ دَیٰاجِىَ الْغَسَقِ، وَاَنْهَرْتَ الْمِیٰاهَ مِنَ الصُّمِّ الصَّیٰاخیدِ عَذْباً وَاُجٰاجاً،
و به لطف و کرمت تاریکیهاى شب را روشن ساختى، و از دل سنگ هاى سخت، آبهاى گوارا و شور را جارى ساختى،
وَاَنْزَلْتَ مِنَ الْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً، وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لِلْبَرِیَّةِ سِرٰاجاً وَهّٰاجاً،
و از ابرهاى باران زا آبى فراوان نازل کردى، و خورشید و ماه را براى آفریدگان چراغى روشن و حرارت بخش آفریدى،
مِنْ غَیْرِ اَنْ تُمٰارِسَ فیمَا ابْتَدَاْتَ بِهِ لُغُوباً وَلاٰ عِلاٰجاً، فَیٰا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْعِزِّ وَالْبَقٰآءِ،
بى آن که در آنچه (از خلقت) آغاز نمودى دچار خستگى و درماندگى شوى، اى که در عزّت و جاودانگى یگانه اى،
وَقَهَرَ عِبٰادَهُ بِالْمَوْتِ وَالْفَنٰاءِ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الْأَتْقِیٰآءِ، وَاسْمَعْ نِدٰآئى، وَاسْتَجِبْ دُعٰآئى،
و بر بندگانت با مرگ و نیستى مسلّطى، بر محمّد و خاندان پرهیزکارش درود فرست، صدایم را بشنو و دعایم را اجابت کن،
وَحَقِّقْ بِفَضْلِکَ اَمَلى وَرَجٰآئى، یٰا خَیْرَ مَنْ دُعِىَ لِکَشْفِ الضُّرِّ، وَالْمَاْمُولِ لِکُلِّ عُسْرٍ وَیُسْرٍ،
و آرزو و امیدم را به فضل و کرمت محقق ساز، اى بهترین خوانده شده براى رفع ضرر و زیان، و بهترین آرزو شده براى هر سختى و آسانى،
بِکَ اَنْزَلْتُ حٰاجَتى، فَلاٰ تَرُدَّنى مِنْ سَنِىِّ مَوٰاهِبِکَ خٰآئِباً،
به درگاه تو حاجتم را آورده ام، پس مرا از عالى ترین بخششهایت ناامید بر مگردان،
یٰا کَریمُ یٰا کَریمُ یٰا کَریمُ، بِرَحْمَتِکَ یٰا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، وَصَلَّى اللهُ عَلىٰ خَیْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ
اى بزرگوار، اى بزرگوار، اى بزرگوار به رحمتت اى مهربان ترین مهربانان، و خدا بر بهترین مخلوقاتش محمّد و تمامى خاندان پاکش درود فرستد،
آنگاه به سجده برود و بگوید:
اِلٰهى قَلْبى مَحْجُوبٌ، وَنَفْسى مَعْیُوبٌ، وَعَقْلى مَغْلُوبٌ، وَهَوٰآئى (هَوٰاىَ) غٰالِبٌ،
اى معبود من، دلم (با غبار غفلت) پوشیده شده و روحم معیوب گشته، و عقلم شکست خورده و هواى نفسم بر من چیره
وَطٰاعَتى قَلیلٌ، وَمَعْصِیَتى کَثیرٌ ، وَلِسٰانى مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ،
و بندگیم کم، و گناهم فراوان و زبانم به گناهان معترف است،
فَکَیْفَ حیلَتى یٰا سَتّٰارَ الْعُیُوبِ، وَیٰا عَلّٰامَ الْغُیُوبِ، وَیٰا کٰاشِفَ الْکُرُوبِ،
پس چاره ام چیست؟ اى پوشاننده عیبها و اى داناى نهانها و اى برطرف کننده اندوه ها،
اِغْفِرْ ذُنُوبى کُلَّهٰا بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، یٰا غَفّٰارُ یٰاغَفّٰارُ یٰا غَفّٰارُ، بِرَحْمَتِکَ یٰا اَرْحَمَ الرّٰاحِمینَ.
به حقّ محمّد و خاندان پاکش همه گناهانم را بیامرز، اى آمرزنده، اى آمرزنده، اى آمرزنده، به رحمتت اى مهربان ترین مهربانان.