دعاى 16
١۶- على بن ابراهیم به سند معتبر از عبد الرّحمن بن سیّابه روایت مى کند که امام صادق (علیه السلام) این دعا را به من مرحمت فرمود (دعایى که مضامین بسیار عالى دارد):
اَلْحَمْدُ لِلهِ وَلِىِّ الْحَمْدِ وَاَهْلِهِ، وَمُنْتَهٰاهُ وَمَحَلِّهِ، اَخْلَصَ مَنْ وَحَّدَهُ،
ستایش خداى را که سرپرست ستایش و شایسته آن و منّت هاى آن و جایگاه آن است اخلاص دارد کسى که او را به یگانگى شناخت
وَاهْتَدىٰ مَنْ عَبَدَهُ، وَفٰازَ مَنْ اَطٰاعَهُ، وَاَمِنَ الْمُعْتَصِمُ بِهِ،
و راه یافت کسى که پرستشش کرد و رستگار شد کسى که فرمانبریش کرد و امان یافت کسى که به او پناه برد
اَللّـٰهُمَّ یٰا ذَا الْجُودِ وَالْمَجْدِ، وَالثَّنٰآءِ الْجَمیلِ وَالْحَمْدِ،
خدایا اى صاحب جود و شوکت و ستایش شایان و ستودگى
اَسْئَلُکَ مَسْئَلَةَ مَنْ خَضَعَ لَکَ بِرَقَبَتِهِ، وَرَغِمَ لَکَ اَنْفَهُ، وَعَفَّرَ لَکَ وَجْهَهُ،
از تو خواهم خواستن کسى که خاضع تو گشته با سر خود و به خاک مالیده در برابرت بینیش را و چهره خود به خاک ساییده
وَذَلَّلَ لَکَ نَفْسَهُ، وَفٰاضَتْ مِنْ خَوْفِکَ دُمُوعُهُ، وَتَرَدَّدَتْ عَبْرَتُهُ،
و خود را به خوارى انداخته و ریزان گشته از ترست اشک هایش و سرشک در دیده اش بغلتد
وَاعْتَرَفَ لَکَ بِذُنُوبِهِ، وَفَضَحَتْهُ عِنْدَکَ خَطیئَتُهُ، وَشٰانَتْهُ عِنْدَکَ جَریرَتُهُ،
و به گناهان خود در برابرت اعتراف دارد و خطایش او را در پیش تو رسوا کرده و زشتش کرده او را در نزد تو جنایتش
فَضَعُفَتْ عِنْدَ ذلِکَ قُوَّتُهُ، وَقَلَّتْ حیلَتُهُ، وَانْقَطَعَتْ عَنْهُ اَسْبٰابُ خَدٰایِعِهِ، وَاضْمَحَلَّ عَنْهُ کُلُّ بٰاطِلٍ،
و از این رو ناتوان گشته در این حال نیرویش، و کم شده چاره اش و منقطع گشته از او وسایل نیرنگ هایش و دور گشته از او هر باطلى
وَاَلْجَاَتْهُ ذُنُوبُهُ اِلىٰ ذُلِّ مَقٰامِهِ بَیْنَ یَدَیْکَ، وَخُضُوعِهِ لَدَیْکَ، وَابْتِهٰالِهِ اِلَیْکَ،
و به ناچار کشانده است او را گناهانش به خوارى ایستادن در نزد تو و فروتنیش در نزد تو و زاریش به درگاهت
اَسْئَلُکَ اللّـٰهُمَّ سُؤٰالَ مَنْ هُوَ بِمَنْزِلَتِهِ، اَرْغَبُ اِلَیْکَ کَرَغْبَتِهِ،
از تو خواهم خدایا خواستن کسى که او چنین است و مایلم به درگاهت چون میل او
وَاَتَضَرَّعُ اِلَیْکَ کَتَضَرُّعِهِ، وَاَبْتَهِلُ اِلَیْکَ کَاَشَدِّ ابْتِهٰالِهِ،
و فروتنى کنم چون فروتنى او و زارى کنم به درگاهت به سخت ترین زارى او
اَللّـٰهُمَّ فَارْحَمِ اسْتِکٰانَةَ مَنْطِقى، وَذُلَّ مَقٰامى وَمَجْلِسى، وَخُضُوعى اِلَیْکَ بِرَقَبَتى،
خدایا پس رحم کن به زار و نزارى گفتارم و خوارى جایگاه و مجلسم و فروتنیم به درگاهت به سر و گردنم
اَسْئَلُکَ اللّـٰهُمَّ الْهُدىٰ مِنَ الضَّلاٰلَةِ، وَالْبَصیرَةَ مِنَ الْعَمىٰ، وَالرُّشْدَ مِنَ الْغَوٰایَةِ،
از تو خواهم خدایا راهنمایى از گمراهى و بینایى از کورى و راهیابى از بیراهه رفتن
وَاَسْئَلُکَ اللّـٰهُمَّ اَکْثَرَ الْحَمْدِ عِنْدَ الرَّخٰآءِ، وَاَجْمَلَ الصَّبْرِ عِنْدَ الْمُصیبَةِ،
و از تو خواهم خدایا ستایش بیشتر در هنگام آسایش و شکیبایى بهترى را در وقت مصیبت
وَاَفْضَلَ الشُّکْرِ عِنْدَ مَوْضِعِ الشُّکْرِ، وَالتَّسْلیمَ عِنْدَ الشُّبُهٰاتِ،
و سپاسگزارى کاملترى در جاى سپاسگزارى و تسلیم در پیش شبهه ها
وَاَسْئَلُکَ الْقُوَّةَ فى طٰاعَتِکَ، وَالضَّعْفَ عَنْ مَعْصِیَتِکَ، وَالْهَرَبَ اِلَیْکَ مِنْکَ،
و از تو خواهم نیرویى در فرمانبرداریت و سستى از انجام نافرمانیت و گریز بسوى خودت از (عذاب) تو
وَالتَقَرُّبَ اِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضىٰ، وَالتَّحَرِّىَ لِکُلِّ مٰا یُرْضیکَ عَنّى فى اِسْخٰاطِ خَلْقِکَ، اِلْتِمٰاساً لِرِضٰاکَ،
و تقرّب به درگاهت پروردگارا تا خشنود شوى و پیدا کردن هر چه تو را خشنود سازد از من در به خشم آوردن خلقت به خاطر تحصیل رضایت تو
رَبِّ مَنْ اَرْجُوهُ اِنْ لَمْ تَرْحَمْنى، اَوْ مَنْ یَعُودُ عَلَىَّ اِنْ اَقْصَیْتَنى،
پروردگارا به که امید داشته باشم اگر توام رحم نکنى یا کیست که به من توجه کند اگر تو دورم کنى
اَوْ مَنْ یَنْفَعُنى عَفْوُهُ اِنْ عٰاقَبْتَنى، اَوْ مَنْ اٰمُلُ عَطٰایٰاهُ اِنْ حَرَمْتَنى،
یا کیست که گذشتش به من سود بخشد اگر تو کیفرم کنى یا آرزومند عطاى که شوم اگر تو محرومم کنى
اَوْ مَنْ یَمْلِکُ کَرٰامَتى اِنْ اَهَنْتَنى، اَوْ مَنْ یَضُرُّنى هَوٰانُهُ اِنْ اَکْرَمْتَنى،
یا کیست که بدست داشته باشد گرامى داشتنم را اگر تو خوارم کنى کیست که خوار کردنش به من زیان زند اگر تو گرامیم دارى
رَبِّ مٰا اَسْوَءَ فِعْلى، وَاَقْبَحَ عَمَلى، وَاَقْسى قَلْبى، وَاَطْوَلَ اَمَلى،
پروردگارا چه بد است رفتارم و چه زشت است کردارم و چه سخت است دلم و چه دراز است آرزویم
وَاَقْصَرَ اَجَلى، وَاَجْرَأَنى عَلىٰ عِصْیٰانِ مَنْ خَلَقَنى،
و کوتاه است عمرم و چه گستاخم بر نافرمانى آفریدگارم
رَبِّ وَمٰا اَحْسَنَ بَلاٰئَکَ عِنْدى، وَاَظْهَرَ نَعْمٰآئَکَ عَلَىَّ،
پروردگارا و چه نیکوست آزمایشت از من و آشکار است نعمتهایت بر من
کَثُرَتْ عَلَىَّ مِنْکَ النِّعَمُ فَمٰا اُحْصیهٰا، وَقَلَّ مِنّىِ الشُّکْرُ فیمٰا اَوْلَیْتَنیهِ فَبَطِرْتُ بِالنِّعَمِ،
بسیار شد نعمت هاى تو بر من که شماره اش نتوانستم و اندک شد سپاسگزارى من در آنچه به من عطا کردى و سرمست شدم به نعمت هایت
وَتَعَرَّضْتُ لِلنِّقَمِ، وَسَهَوْتُ عَنِ الذِّکْرِ، وَرَکِبْتُ الْجَهْلَ بَعْدَ الْعِلْمِ، وَجُزْتُ مِنْ الْعَدْلِ اِلَى الظُّلْمِ،
و خود را در معرض کیفر تو قرار دادم و از یاد تو غافل شدم و به مَرکب جهل سوار شدم پس از دانایى و گذشتم از عدالت به سوى ظلم و ستم
وَجٰاوَزْتُ الْبِرَّ اِلَى الْإِثْمِ، وَصِرْتُ اِلَى اللَّهْوِ مِنَ الْخَوْفِ وَالْحُزْنِ،
و تجاوز کردم از نیکى به گنهکارى و درافتادم به سرگرمى بجاى ترس و اندوه
فَمٰا اَصْغَرَ حَسَنٰاتى، وَاَقَلَّهٰا فى کَثْرَةِ ذُنُوبى، وَمٰا اَکْثَرَ ذُنُوبى،
پس چه خُرد است نیکیهایم و اندک است آنها در مقابل بسیارى گناهانم
وَاَعْظَمَهٰا عَلىٰ قَدْرِ صِغَرِ خَلْقى، وَضَعْفِ رُکْنى،
و چه بزرگ است آنها در جنب خُردى خلقتم و ناتوانى بنیادم
رَبِّ وَمٰا اَطْوَلَ اَمَلى فى قِصَرِ اَجَلى، وَاَقْصَرَ اَجَلى فى بُعْدِ اَمَلى، وَمٰا اَقْبَحَ سَریرَتى وَعَلاٰنِیَتى،
پروردگارا و چه دراز است آرزویم در مقابل کوتاهى عمرم و چه کوتاه است عمرم در دورى آرزویم و چه زشت است باطنم و ظاهرم
رَبِّ لاٰ حُجَّةَ لى اِنِ احْتَجَجْتُ، وَلاٰ عُذْرَ لى اِنِ اعْتَذَرْتُ، وَلاٰ شُکْرَ عِنْدى اِنِ ابْتَلَیْتُ وَاُولیتُ اِنْ لَمْ تُعِنّى عَلىٰ شُکْرِ مٰا اَوْلَیْتَ،
پروردگارا حجّتى ندارم اگر حجّت بخواهم و عذرى ندارم اگر بخواهم عذرخواهى کنم و سپاسگزارى ندارم اگر مبتلا گردم و مورد احسان قرار گیرم اگر تو کمکم ندهى بر سپاسگزارى بدانچه احسانم کردى
رَبِّ مٰا اَخَفَّ میزٰانى غَداً اِنْ لَمْ تُرَجِّحْهُ، وَاَزَلَّ لِسٰانى اِنْ لَمْ تُثَبِّتْهُ، وَاَسْوَدَ وَجْهى اِنْ لَمْ تُبَیِّضْهُ،
پروردگارا چه سبک است ترازوى اعمالم فرداى قیامت اگر تو چربش نکنى و چه پرلغزش است زبانم اگر تونگاهش ندارى و چه سیاه است چهره ام اگر تو سفیدش نکنى
رَبِّ کَیْفَ لى بِذُنُوبِىَ الَّتى سَلَفَتْ مِنّى قَدْ هُدَّتْ لَهٰا اَرْکٰانى،
پروردگارا چه کنم با گناهانى که از من در پیش گذشته و بنیادم براى آن درهم شکسته
رَبِّ کَیْفَ اَطْلُبُ شَهَوٰاتِ الدُّنْیٰا، وَاَبْکى عَلىٰ خَیْبَتى فیهٰا، وَلاٰ اَبْکى وَتَشْتَدُّ حَسَرٰاتى عَلىٰ عِصْیٰانى وَتَفْریطى،
پروردگارا چگونه مى جویم شهوات دنیا را و مى گریم بر کامیاب نشدنم در آنها ولى نمى گریم و سخت نمى شود افسوسم به نافرمانیم و کوتاهى کردنم
رَبِّ دَعَتْنى دَوٰاعِى الدُّنْیٰا فَاَجَبْتُهٰا سَریعاً، وَرَکَنْتُ اِلَیْهٰا طٰآئِعاً، وَدَعَتْنى دَوٰاعِى الْأٰخِرَةِ فَتَثَبَّطْتُ عَنْهٰا،
پروردگارا انگیزه هاى دنیا مرا خواندند بشتاب پذیرفتم و به میل و رغبت بدانها دل بستم ولى چون دواعى آخرت مرا خواندند واپس کشیدم
وَاَبْطَاْتُ فِى الْإِجٰابَةِ وَالْمُسٰارَعَةِ اِلَیْهٰا، کَمٰا سٰارَعْتُ اِلىٰ دَوٰاعىِ الدُّنْیٰا، وَحُطٰامِهَا الْهٰامِدِ، وَهَشیمِهَا الْبٰایِدِ، وَسَرٰابِهَا الذّٰاهِبِ،
و از پذیرفتنشان و شتافتن بسوى آنها کُندى کردم چنانچه شتافتم بسوى انگیزه هاى دنیا و متاع پوسیده اش و کالاى بى خاصیت و نابود شونده اش و سراب بى حقیقتش
رَبِّ خَوَّفْتَنى وَشَوَّقْتَنى، وَاحْتَجَجْتَ عَلَىَّ بِرِقّى، وَکَفَلْتَ لى بِرِزْقى،
پروردگارا مرا ترساندى و تشویقم کردى و دلیل آوردى به بندگیم و کفالت کردى روزیم را
فَاَمِنْتُ خَوْفَکَ، وَتَثَبَّطْتُ عَنْ تَشْویقِکَ، وَلَمْ اَتَّکِلْ عَلىٰ ضِمٰانِکَ، وَتَهٰاوَنْتُ بِاحْتِجٰاجِکَ،
پس من از ترست ایمن گشتم و واپس کشیدم از تشویقت و اعتماد نکردم بر ضمانتت و سبک گرفتم دلیل آوردنت را
اَللّـٰهُمَّ فَاجْعَلْ اَمْنى مِنْکَ فى هٰذِهِ الدُّنْیٰا خَوْفاً، وَحَوِّلْ تَثَبُّطى شَوْقاً، وَتَهٰاوُنى بِحُجَّتِکَ فَرَقاً مِنْکَ،
خدایا قرار ده ایمنیم را از تو در این دنیا ترس و تبدیل کن واپس کشیدنم را از شوق و سبک شمردنم را به دلیل تو هراسى از خودت
ثُمَّ رَضِّنى بِمٰا قَسَمْتَ لى مِنْ رِزْقِکَ یٰا کَریمُ [یٰا کَریمُ]،
سپس قانعم گردان بدانچه قسمتم کرده اى از روزیت اى بزرگوار
اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ، رِضٰاکَ عِنْدَ السُّخْطَةِ، وَالْفَرْجَةَ عِنْدَ الْکُرْبَةِ، وَالنُّورَ عِنْدَ الظُّلْمَةِ، وَالْبَصیرَةَ عِنْدَ تَشَبُّهِ الْفِتْنَةِ،
از تو خواهم بنام بزرگت خشنودى تو را هنگام خشم و گشایش در هنگام گرفتارى و روشنى در وقت تاریکى و بینایى در وقت مشتبه شدن فتنه
رَبِّ اجْعَلْ جُنَّتى مِنْ خَطٰایٰاىَ حَصینَةً، وَدَرَجٰاتى فِى الْجِنٰانِ رَفیعَةً، وَاَعْمٰالى کُلَّهٰا مُتَقَبَّلَةً، وَحَسَنٰاتى مُضٰاعَفَةً زٰاکِیَةً،
پروردگارا قرار ده سپر مرا از خطاهایم محکم و درجه هایم را در بهشت بلند و کارهایم را همگى پذیرفته و کارهاى خوبم را چند برابر و پاک
اَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتَنِ کُلِّهٰا، مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَمٰا بَطَنَ، وَمِنْ رَفیعِ الْمَطْعَمِ وَالْمَشْرَبِ، وَمِنْ شَرِّ مٰا اَعْلَمُ وَمِنْ شَرِّ مٰا لاٰ اَعْلَمُ،
پناه مى برم به تو از فتنه ها همه آنها چه آنچه آشکار است و چه پنهان و از خوراکى و آشامیدنى ممتاز و از شرّ آنچه مى دانم و از شرّ آنچه نمى دانم
وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ اَنْ اَشْتَرِىَ الْجَهْلَ بِالْعِلْمِ، وَالْجَفٰا بِالْحِلْمِ، وَالْجَوْرَ بِالْعَدْلِ،
و پناه برم به تو از این که بخرم نادانى را به دانش و جفا را به بردبارى و ستم را به عدالت
وَالْقَطیعَةَ بِالْبِرِّ، وَالْجَزَعَ بِالصَّبْرِ، وَالْهُدىٰ بِالضَّلاٰلَةِ، وَالْکُفْرَ بِالْإِیمٰانِ.
و بریدن از خویشان را به نیکوکارى و بى تابى را به شکیبایى یا هدایت را به گمراهى یا کفر را به ایمان.