اربعین رفت و من ماندم...
ماندم با چمدانی که نبستم، با کفشی که نپوشیدم، با دلی که تا آخرین لحظه منتظر بود شاید معجزهای بشود، شاید راهی باز شود، شاید صدایی بیاید که «بیا، جا برایت هست.»
نیامد.
و حالا نشستهام جلوی صفحهی گوشی و تصاویر را میبینم. آنها که پابرهنه راه میروند، آنها که گرد و خاک جاده بر …
