آداب و مقدّمات بجا آوردن نماز
آداب و مقدّمات بجا آوردن نماز: نخست براى نماز، اذان و اقامه مى گویى، البتّه میان اذان و اقامه به سجده اى و یا نشستنى، فاصله مى اندازى و این دعا را در این میان مى خوانى:
اَللّـٰهُمَّ اجْعَل قَلْبى بٰآرّاً، وَعَیْشى قٰآرّاً، وَرِزْقى دٰآرّاً،
خدایا دلم را نیک خواه و زندگانیم را بر قرار و روزیم را ریزان کن و برایم در کنار
وَاجْعَلْ لى عِنْدَ قَبْرِ رَسُولِکَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مُسْتَقَرّاً وَقَرٰاراً.
قبر رسول خود صلى اللّه علیه و آله منزلگاه و جایگاهى قرار ده
و هرچه بخواهى در این وقت دعا مى کنى و از خداوند حاجت مى طلبى; زیرا در حدیث آمده است که میان اذان و اقامه، دعا رد نمى شود، و بعد از اقامه مى گویى:
اَللّـٰهُمَّ اِلَیْکَ تَوَجَّهْتُ، وَمَرْضٰاتَکَ طَلَبْتُ، وَثَوٰابَکَ ابْتَغَیْتُ، وَبِکَ آمَنْتُ، وَعَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ،
خدایا فقط به تو رو کنم و خشنودى تو را جویم و پاداش نیکت خواهم و به تو ایمان دارم و بر تو توکل کنم
اَللّـٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْتَحْ قَلْبى لِذِکْرِکَ، وَثَبِّتْنى عَلىٰ دینِکَ،
خدایا درود فرست بر محمّد و آلش و بگشا دلم را براى یاد کردنت و بر دین خودت پابرجایم دار
وَلاٰ تُزِغْ قَلْبى بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنى، وَهَبْ لى مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً، اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهّٰابُ.
و دلم را پس از این که راهنماییم کردى منحرف مساز و از نزد خود رحمتى به من ببخش که همانا تویى بخشنده.
آنگاه براى نماز مهیّا مى شوى و با تمام توجّه بدان روى مى آورى، و کوچکى خویش و عظمت و جلال الهى را در نظر مى آورى و آن گونه باش که گویا او را مى بینى و بپرهیز از این که با او سخن بگویى؛ ولى دلت به جانب دیگر متوجّه باشد. با وقار و خشوع به نماز مى ایستى در حالى که دستهایت را بر روى رانهایت، مقابل سر زانو مى گذارى و میان قدمهایت به اندازه سه انگشت تا یک وجب فاصله باشد (البتّه این براى مردان است) و به مکان سجده نگاه مى کنى، و آنگاه نیّت نماز مى کنى قربة الى اللّه و تکبیرة الإحرام را مى گویى. مستحب است شش تکبیر دیگر قبل از آن اضافه کنى؛ در هر تکبیرى دستها را بلند مى کنى و تا محاذى نرمه گوش مى آورى در حالى که کف دستها رو به قبله است. و همه انگشتها به غیر از انگشت بزرگ را به هم مى چسبانى، آنگاه دعاى تکبیرها را مى خوانى، بدین نحو که پس از تکبیر سوم مى گویى:
اَللّـٰهُمَّ اَنْتَ الْمَلِکُ الْحَقُّ الْمُبینُ، لاٰ اِلـٰهَ اِلّٰا اَنْتَ،
خدایا تویى پادشاه برحق آشکار معبودى جز تو نیست
سُبْحٰانَکَ اِنّى ظَلَمْتُ نَفْسى، فَاغْفِرْ لى ذَنْبى، اِنَّهُ لاٰ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلّٰا اَنْتَ.
منزهى تو و براستى من بر خویشتن ستم کردم پس گناهم بیامرز که نیامرزد گناهان را جز تو
و پس از تکبیر پنجم مى گویى:
لَبَّیْکَ وَسَعْدَیْکَ، وَالْخَیْرُ فى یَدَیْکَ، وَالشَّرُّ لَیْسَ اِلَیْکَ، وَالْمَهْدِىُّ مَنْ هَدَیْتَ،
بله آماده خدمتم خیر بدست توست و شر از تو نیست راه یافته کسى که تو راهنماییش کردى
عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدَیْکَ، ذَلیلٌ بَیْنَ یَدَیْکَ، مِنْکَ وَبِکَ وَلَکَ وَاِلَیْکَ،
بنده تو و زاده دو بنده دیگرت پیش درگاهت از تو و با تو و براى تو و بسوى توست
لاٰ مَلْجَأَ وَلا مَنْجٰا وَلاٰ مَفَرَّ مِنْکَ اِلّٰا اِلَیْکَ، تَبٰارَکْتَ وَتَعٰالَیْتَ،
نه پناهگاهى و نه جایى براى رهایى و نه گریزگاهى جز بسوى تو نیست
سُبْحٰانَکَ وَحَنٰانَیْکَ، سُبْحٰانَکَ رَبَّ الْبَیْتِ الْحَرٰامِ.
منزهى تو و من خواهان رحمتم برتر و والایى منزهى تو اى پروردگار خانه محترم
و بعد از تکبیر هفتم مى خوانى:
وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمٰوٰاتِ وَالْأَرْضَ، عٰالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهٰادَةِ،
من رو بسوى آن کس کنم که آسمانها و زمین را آفرید داناى نهان و آشکار است
حَنیفاً مُسْلِماً وَمٰا اَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ، اِنَّ صَلاٰتى وَنُسُکى وَمَحْیٰاىَ وَمَمٰاتى لِلهِ رَبِّ الْعٰالَمینَ،
با حال اعتدال و تسلیم و از مشرکان نیستم همانا نماز و عبادت و زندگى و مرگ من
لاٰ شَریکَ لَهُ وَبِذٰلِکَ اُمِرْتُ وَاَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ.
از خدا پروردگار جهانیان است که شریکى براى او نیست و بدان مأمورم و من از مسلمانانم.