دعاى ندبه
دعاى ندبه : توجّه به حضرت ولىّ عصر - عجّل الله تعالى فرجه الشّریف - و دعا براى وجود شریفش، ابراز عشق و علاقه به محضرش و دعا براى تعجیل ظهورش همه و همه نشانه یک شیعه واقعى است; ولى بى تردید، آن کس که براى ظهور مصلح جهانى دعا مى کند، براى اصلاح خویش و جامعه خود مى کوشد و آن کس که در انتظار منجى بشریّت و امام بر حق به سر مى برد، خود نیز همچون سربازى فداکار و گوش به فرمان، براى جانبازى در راه اسلام و نجات ستمدیدگان، تلاش مى کند. دعاى ندبه نجواى عاشقانه اى است براى دلدادگان و رمزى است براى هر شیعه منتظر، تا با زمزمه آن و توجّه به محتوایش، هم براى وجود نازنین امام زمان دعا کند، هم عشق و ارادت خویش را به آن حضرت نشان دهد و هم راز و رمز سربازى را به درستى بیاموزد و هم با یک دوره فشرده از تاریخ پیامبران و دلایل ولایت امیر مؤمنان (علیه السلام) آشنا شود. مستحب است دعاى ندبه در اعیاد چهارگانه: جمعه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر خوانده شود.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ
به نام خداوند بخشندۀ مهربان
اَلْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعٰالَمینَ، وَصَلَّى اللهُ عَلىٰ سَیِّدِنٰا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَآلِهِ، وَسَلَّمَ تَسْلیماً،
حمد و سپاس مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است، و درود خدا بر آقا و سرور ما پیامبر خدا محمّد و خاندان پاکش و سلام مخصوص خدا بر آنان باد،
اَللّـٰهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلىٰ مٰا جَرىٰ بِهِ قَضآئُکَ فى اَوْلِیآئِکَ، اَلَّذینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَدینِکَ،
خدایا حمد و سپاس از آنِ توست بر آنچه در میان اولیائت مقدّر ساختى، همانانى که براى خود و دینت خالصشان نمودى،
اِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزیلَ مٰا عِنْدَکَ مِنَ النَّعیمِ الْمُقیمِ، اَلَّذى لاٰ زَوٰالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلاٰلَ،
آنگاه که نعمتهاى بزرگ جاودان نزد خودت را برایشان برگزیدى، نعمتهایى که زوال و نابودى ندارد،
بَعْدَ اَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فى دَرَجٰاتِ هٰذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ، وَزُخْرُفِهٰا وَزِبْرِجِهٰا،
پس از آنکه بى توجّهى به مقامات و زرق و برق دنیاى فانى را بر آنان شرط نمودى،
فَشَرَطُوا لَکَ ذٰلِکَ، وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفٰآءَ بِهِ، فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ،
پس آنان نیز آن را پذیرفتند و تو وفادارى آنان را به پیمانشان دانستى و آنان را پذیرفته و مقرّب درگاه خویش ساختى،
وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِىَّ، وَالثَّنٰآءَ الْجَلِىَّ،
و بلندنامى و ثناى آشکار را عطایشان نمودى،
وَاَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلآٰئِکَتَکَ، وَکَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ، وَرَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ،
و فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادى و با وحیت گرامیشان داشتى، و با علم خویش حمایتشان نمودى،
وَجَعَلْتَهُمُ الذَّریعَةَ اِلَیْکَ، وَالْوَسیلَةَ اِلىٰ رِضْوٰانِکَ،
و آنان را دستاویزى به درگاهت و وسیله اى براى خشنودیت قرار دادى،
فَبَعْضٌ اَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ اِلىٰ اَنْ اَخْرَجْتَهُ مِنْهٰا،
و بعضى از آنان (آدم (علیه السلام)) را در بهشت جاى دادى تا زمانى که از آن جا خارج نمودى
وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فى فُلْکِکَ، وَنَجَّیْتَهُ وَمَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَکَةِ بِرَحْمَتِکَ،
و بعضى دیگر (نوح (علیه السلام)) را بر کشتى سوار کرده و او و مؤمنان همراهش را با رحمت خود از هلاکت نجات دادى،
وَبَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلیلاً، وَسَئَلَکَ لِسٰانَ صِدْقٍ فِى الْاٰخِرینَ فَاَجَبْتَهُ، وَجَعَلْتَ ذٰلِکَ عَلِیّاً،
و بعضى دیگر را (ابراهیم (علیه السلام)) براى خود دوست برگزیدى، و او از تو نیک نامى در میان آیندگان را درخواست کرد پس اجابت نموده و نامش را بلندمرتبه ساختى،
وَبَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَکْلیماً، وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ اَخیهِ رِدْءاً وَوَزیراً،
و با بعضى دیگر (موسى (علیه السلام)) از درون درخت سخن گفتى، و برادرش (هارون) را پشتیبان و وزیرش قرار دادى،
وَبَعْضٌ اَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیْرِ اَبٍ، وَآتَیْتَهُ الْبَیِّنٰاتِ، وَاَیَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ،
و بعضى دیگر (عیسى (علیه السلام)) را بدون پدر بدنیا آوردى و به او دلایل روشن دادى و با جبرئیل تأییدش نمودى،
وَکُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَریعَةً، وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهٰاجاً، وَتَخَیَّرْتَ لَهُ اَوْصِیٰآءَ مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ،
و براى هر یک (از انبیا) شریعت و آیین و راه و روشى خاص قرار داده و جانشینانى برگزیدى
مِنْ مُدَّةٍ اِلىٰ مُدَّةٍ، اِقٰامَةً لِدینِکَ، وَحُجَّةً عَلىٰ عِبٰادِکَ،
تا یکى پس از دیگرى در زمان معیّن، نگهبان و برپادارنده دین و حجّت بر بندگانت باشند،
وَلِئَلَّا یَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ، وَیَغْلِبَ الْبٰاطِلُ عَلىٰ اَهْلِهِ،
تا حق از جایگاهش زایل نشود و باطل بر پیروان حقیقت غلبه نکند،
وَلاٰ یَقُولَ اَحَدٌ لَوْلاٰ اَرْسَلْتَ اِلَیْنٰا رَسُولاً مُنْذِراً، وَاَقَمْتَ لَنٰا عَلَماً هٰادِیاً، فَنَتَّبِعَ آیٰاتِکَ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَذِلَّ وَنَخْزىٰ،
و کسى نگوید چرا (براى هدایت) رسول بیم دهنده اى را به سوى ما نفرستادى و نشانه هدایت را برپا نداشتى، تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم از آیاتت پیروى کنیم؟!
اِلىٰ اَنِ انْتَهَیْتَ بِالْأَمْرِ اِلىٰ حَبیبِکَ وَنَجیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ،
(ارسال پیامبران ادامه یافت) تا آنکه کارت را به دست دوست و بنده واقعیت محمّد ـ که درود خدا بر او و خاک پاکش باد ـ به پایان رساندى
فَکٰانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ، وَصَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَیْتَهُ، وَاَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ،
پس او آن گونه بود که او را برگزیدى، سرور مخلوقات، و برگزیده برگزیدگان، و برترین انتخاب شدگان
وَاَکْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ، قَدَّمْتَهُ عَلىٰ اَنْبِیٰآئِکَ، وَبَعَثْتَهُ اِلَى الثَّقَلَیْنِ مِنْ عِبٰادِکَ،
و گرامى ترین اعتماد شدگانت، که او را بر پیامبرانت مقدّم داشته و به سوى همه بندگانت از جنّ و انس مبعوث نمودى،
وَاَوْطَاْتَهُ مَشٰارِقَکَ، وَمَغٰارِبَکَ، وَسَخَّرْتَ لَهُ الْبُرٰاقَ، وَعَرَجْتَ بِهِ [بِرُوحِهِ] اِلىٰ سَمٰآئِکَ،
و شرق و غرب عالم را تحت سلطه اش قرار دادى، و مرکب آسمانى را مسخّرش ساختى، و او را به سوى آسمانت بالا بردى،
وَاَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مٰا کٰانَ وَمٰا یَکُونُ اِلَى انْقِضٰآءِ خَلْقِکَ، ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ،
و علم گذشتگان و آیندگان تا پایان آفرینشت را به او سپردى، سپس او را با ایجاد ترس (در دل دشمنانش) یارى کردى،
وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئیلَ وَمیکٰآئیلَ، وَالْمُسَوِّمینَ مِنْ مَلآٰئِکَتِکَ،
و جبرئیل و میکائیل و فرشتگان نشان دار را گرداگردش قرار دادى،
وَوَعَدْتَهُ اَنْ تُظْهِرَ دینَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ، وَذٰلِکَ بَعْدَ اَنْ بَوَّئْتَهُ مُبَوَّءَ صِدْقٍ مِنْ اَهْلِهِ،
و به او وعده دادى که دینش را بر همه ادیان پیروز گردانى هر چند که مشرکان آن را ناپسند دارند و این پیروزى پس از آن بود که او را درجایگاه صدق و راستى در میان خاندانش جاى دادى،
وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ اَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ، لَلَّذى بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَهُدىً لِلْعٰالَمینَ، فیهِ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ، مَقٰامُ اِبْرٰاهیمَ، وَمَنْ دَخَلَهُ کٰانَ آمِناً،
و براى او و خاندانش اوّلین خانه اى که براى مردم ساخته شده قرار دادى، خانه اى در مکّه، مایه برکت و هدایت براى جهانیان، که نشانه هاى روشن هدایت و مقام ابراهیم در آن است و هر کس داخل آن شود ایمن است؛
وَقُلْتَ اِنَّمٰا یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ، وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً،
و فرمودى: خداوند مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد،
ثُمَّ جَعَلْتَ اَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوٰاتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فى کِتٰابِکَ،
سپس در کتابت پاداش محمّد ـ که درود تو بر او و خاندان پاکش باد ـ را دوستى خاندانش قرار دادى،
فَقُلْتَ قُلْ لاٰ اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبىٰ،
و فرمودى: بگو، من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم، جز دوستى نزدیکانم [= اهل بیتم]،
وَقُلْتَ مٰا سَئَلْتُکُمْ مِنْ اَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ،
و فرمودى: پاداشى که از شما مى طلبم به نفع شماست،
وَقُلْتَ مٰا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلَّا مَنْ شٰآءَ اَنْ یَتَّخِذَ اِلىٰ رَبِّهِ سَبیلاً،
و فرمودى: من در برابر آن (رسالت) هیچ پاداشى از شما نمى طلبم مگر کسى که بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگزیند،
فَکٰانُوا هُمُ السَّبیلَ اِلَیْکَ، وَالْمَسْلَکَ اِلىٰ رِضْوٰانِکَ،
و اینان همان راه رسیدن به تو و طریق رسیدن به خشنودى تو مى باشند،
فَلَمَّا انْقَضَتْ اَیّٰامُهُ، اَقٰامَ وَلِیَّهُ عَلِىَّ بْنَ اَبی طٰـالِب صَلَوٰاتُکَ عَلَیْهِمٰا وَآلِهِما هٰادِیاً، اِذْ کٰانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَلِکُلِّ قَوْم هٰادٍ،
پس آن گاه که روزگار رسالتش سپرى شد، یاورش على بن ابى طالب ـ که درود تو بر هر دوى آنان و خاندانشان باد ـ را براى هدایت برگزید، چرا که او بیم دهنده بود و براى هر گروهى هدایتگرى لازم است،
فَقٰالَ وَالْمَلَأُ اَمٰامَهُ مَنْ کُنْتُ مَوْلاٰهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاٰهُ،
پیامبر (در روز غدیر) در حالى که گروه مردم پیش رویش بودند فرمود: هر کس من مولا و سرپرست اویم، على مولا و سرپرست اوست،
اَللّـٰهُمَّ وٰالِ مَنْ وٰالاٰهُ، وَعٰادِ مَنْ عٰادٰاهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ،
خدایا با دوستدارانش دوست و با دشمنانش دشمن باش، و یاورانش را یارى و رهاکنندگانش را رها کن،
وَقٰالَ مَنْ کُنْتُ اَنَا نَبِیُّهُ فَعَلِىٌّ اَمیرُهُ،
و فرمود: هر کس من پیامبر اویم پس على فرمانرواى اوست،
وَقٰالَ اَنـَا وَعَلِىٌّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ، وَسٰائِرُ النّٰاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّىٰ،
و فرمود: من و على هر دو از یک درخت هستیم و سایر مردم از درختهاى متفرقى هستند،
وَاَحَلَّهُ مَحَلَّ هٰارُونَ مِنْ مُوسىٰ، فَقٰال لَهُ اَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هٰارُونَ مِنْ مُوسىٰ، اِلّٰا اَنَّهُ لاٰ نَبِىَّ بَعْدى،
و او را درجایگاهى همانند جایگاه هارون نسبت به موسى قرار داده، به او فرمود: موقعیّت تو نسبت به من مانند موقعیّت هارون نسبت به موسى است جز اینکه پس از من پیامبرى نیست
وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَةَ نِسٰآءِ الْعٰالَمینَ، وَاَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مٰا حَلَّ لَهُ، وَسَدَّ الْأَبْوٰابَ اِلّٰا بٰابَهُ،
سپس دخترش سرور بانوان جهان را به همسرى او درآورد، و از مسجدش آنچه براى خودش حلال بود، بر او حلال کرد و جز درِ خانه او تمامى درهایى که به مسجد باز بود را بست،
ثُمَّ اَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِکْمَتَهُ، فَقٰالَ اَنَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِىٌّ بٰابُهٰا، فَمَنْ اَرٰادَ الْمَدینَةَ وَالْحِکْمَةَ، فَلْیَاْتِهٰا مِنْ بٰابِهٰا،
سپس دانش و حکمتش را به او سپرد و فرمود: من شهر علمم و على درِ آن است، پس هر کس شهر و حکمت آن را بخواهد، باید از درِ آن داخل شود،
ثُمَّ قٰالَ اَنْتَ اَخى وَوَصِیّى وَوٰارِثى، لَحْمُکَ مِنْ لَحْمى، وَدَمُکَ مِنْ دَمى،
سپس فرمود: تو برادر و جانشین و وارث منى، گوشت تو از گوشت من، و خون تو از خون من است،
وَسِلْمُکَ سِلْمى، وَحَرْبُکَ حَرْبى، وَالْإِیمٰانُ مُخٰالِطٌ لَحْمَکَ وَدَمَکَ، کَمٰا خٰالَطَ لَحْمى وَدَمى،
سازش تو سازش من و جنگ تو (با هر کس) جنگ من (با او) است، و ایمان با گوشت و خونت آمیخته است آن گونه که با گوشت و خون من آمیخته شده،
وَاَنْتَ غَداً عَلَى الْحَوْضِ خَلیفَتى، وَاَنْتَ تَقْضى دَیْنى، وَتُنْجِزُ عِداتى،
و تو فردا (ى قیامت) جانشین من بر کنار حوض کوثرى، و تو قرض مرا ادا مى کنى و عهد و پیمانم را به انجام مى رسانى،
وَشیعَتُکَ عَلىٰ مَنٰابِرَ مِنْ نُور، مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلى فِى الْجَنَّةِ، وَهُمْ جیرٰانى،
و شیعیان تو بر جایگاهى از نور، با چهره هایى درخشان در بهشت در اطراف من و همسایگان منند،
وَلَوْلاٰ اَنْتَ یٰا عَلِىُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدى،
و اى على، اگر تو نبودى مؤمنان بعد از من شناخته نمى شدند،
وَکٰانَ بَعْدَهُ هُدىً مِنَ الضَّلاٰلِ، وَنُوراً مِنَ الْعَمىٰ، وَحَبْلَ اللهِ الْمَتینَ، وَصِرٰاطَهُ الْمُسْتَقیمَ،
و على پس از رسول خدا وسیله هدایت از گمراهى و نور و روشنى از کورى جهالت و ریسمان محکم الهى و راه مستقیم پروردگار بود،
لاٰ یُسْبَقُ بِقَرٰابَةٍ فى رَحِمٍ، وَلاٰ بِسٰابِقَةٍ فى دینٍ، وَلاٰ یُلْحَقُ فى مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنٰاقِبِهِ،
و کسى نه در قرابت و خویشاوندى و نه از نظر سابقه در دین بر او پیشى نگرفت، و در هیچ یک از فضایلش کسى به پاى او نرسید،
یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِمٰا وَآلِهِمٰا،
پا در جاى پاى رسول خدا نهاد ـ که درود خدا بر آن دو و خاندان پاکشان باد ـ
وَیُقٰاتِلُ عَلَى التَّاْویلِ، وَلاٰ تَاْخُذُهُ فِى اللهِ لَوْمَةُ لآٰئِمٍ،
و از روى واقعیّت قرآن پیکار مى نمود و در راه خدا سرزنش هیچ ملامتگرى در او اثر نداشت،
قَدْ وَتَرَ فیهِ صَنٰادیدَ الْعَرَبِ، وَقَتَلَ اَبْطٰالَهُمْ وَنٰاوَشَ ذُؤْبٰانَهُمْ،
دلاوران عرب را در راه خدا در تنگنا گذاشت و پهلوانانشان را کشته و با گردنکشان آنها جنگید،
فَاَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ اَحْقٰاداً بَدْرِیَّةً وَخَیْبَرِیَّةً وَحُنَیْنِیَّةً وَغَیْرَهُنَّ،
و این سبب شد که کینه هاى جنگ هاى بدر و خیبر و حنین و جنگ هاى دیگر را به دل گرفتند
فَاَضَبَّتْ عَلىٰ عَدٰاوَتِهِ، وَاَکَبَّتْ عَلىٰ مُنٰابَذَتِهِ، حَتّىٰ قَتَلَ النّٰاکِثینَ وَالْقٰاسِطینَ وَالْمٰارِقینَ،
و به دشمنیش دل بستند و بر مخالفت با او بسیج شدند، تا اینکه با پیمان شکنان و ستمگران و خارج شدگان از دین به نبرد برخواست،
وَلَمّٰا قَضىٰ نَحْبَهُ، وَقَتَلَهُ اَشْقَى الْاٰخِرینَ یَتْبَعُ اَشْقَى الْأَوَّلینَ،
و هنگامى که زمان شهادتش رسید، و بدبخت ترین از پسینیان که از بدبخت ترین پیشینیان پیروى مى کرد او را کشت،
لَمْ یُمْتَثَلْ اَمْرُ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فِى الْهٰادینَ بَعْدَ الْهٰادینَ،
فرمان رسول خدا ـ که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد ـ در مورد هدایت کنندگان دین یکى پس از دیگرى اطاعت نشد،
وَالْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلىٰ مَقْتِهِ، مُجْتَمِعَةٌ عَلىٰ قَطیعَةِ رَحِمِهِ، وَاِقْصٰآءِ وُلْدِهِ،
(بلکه) مردم بر دشمنى با او پافشارى کردند و براى گسستن او از خاندانش و تبعید فرزندانش اجتماع نمودند،
اِلَّا الْقَلیلَ مِمَّنْ وَفىٰ لِرِعٰایَةِ الْحَقِّ فیهِمْ،
جز عدّه کمى که به رعایت حق در مورد آنان وفا نمودند،
فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَسُبِىَ مَنْ سُبِىَ، وَاُقْصِىَ مَنْ اُقْصِىَ،
در نتیجه گروهى به شهادت رسیدند و گروهى اسیر و جمعى نیز تبعید شدند،
وَجَرَى الْقَضٰآءُ لَهُمْ بِمٰا یُرْجىٰ لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ،
و سرنوشت براى آنان به گونه اى رقم خورد که امید پاداش نیک بر آن مى رفت،
اِذْ کٰانَتِ الْأَرْضُ لِلهِ یُورِثُهٰا مَنْ یَشٰآءُ مِنْ عِبٰادِهِ، وَالْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ،
زیرا زمین از آنِ خداست و آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد مى دهد، و سرانجام نیک از آنِ پرهیزکاران است
وَسُبْحانَ رَبِّنا اِنْ کٰانَ وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً، وَلَنْ یُخْلِفَ اللهُ وَعْدَهُ وَهُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ،
و تسبیح مى کنیم پروردگارمان را که وعده اش حتمى است و هرگز از آن تخلّف نمى کند و او قدرتمند و داناست،
فَعَلَى الْأَطـٰائِبِ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِمٰا وَآلِهِمٰا، فَلْیَبْکِ الْبٰاکُونَ، وَاِیّٰاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النّٰادِبُونَ،
پس گریه کنندگان باید بر پاکان از خاندان محمّد و على ـ که درود خدا بر هر دوى ایشان و خاندانشان باد ـ گریه کنند و شیون کنندگان بر آنان شیون کنند
وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوعُ، وَلْیَصْرُخِ الصّٰارِخُونَ، وَیَضِجَّ الضّٰآجُّونَ، وَیَعِجَّ الْعٰآجُّونَ،
و براى چنین افرادى باید اشکها جارى گردد و فریادزنندگان فریاد زنند و زارى کنندگان شیون کنند و ناله کنندگان فریاد کنند،
اَیْنَ الْحَسَنُ اَیْنَ الْحُسَیْنُ، اَیْنَ اَبْنٰآءُ الْحُسَیْنِ، صٰالِحٌ بَعْدَ صٰالِحٍ، وَصٰادِقٌ بَعْدَ صٰادِقٍ،
که حسن کجاست؟، حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجایند؟ شایسته اى پس از شایسته و راستگویى پس از راستگوى دیگر،
اَیْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ، اَیْنَ الْخِیَرَةُ بَعْدَ الْخِیَرَةِ، اَیْنَ الشُّمُوسُ الطّٰالِعَةُ،
کجاست راه راستِ پس از این راه راست؟ کجاست برگزیدگان بعد از برگزیدگان؟ کجایند خورشیدهاى تابان؟
اَیْنَ الْأَقْمٰارُ الْمُنیرَةُ، اَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّٰاهِرَةُ، اَیْنَ اَعْلاٰمُ الدّینِ وَقَوٰاعِدُ الْعِلْمِ،
کجایند ماه هاى نورافشان؟ کجایند ستارگان درخشان، کجایند بزرگان دین و پایه هاى دانش؟
اَیْنَ بَقِیَّةُ اللهِ الَّتى لاٰ تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهٰادِیـَةِ، اَیـْنَ الـْمُعَدُّ لِـقَطْعِ دٰابِرِ الظَّلَمَةِ،
کجاست ذخیره خدایى که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟ کجاست آن کسى که براى قطع ریشه ستمگران آماده شده؟
اَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقـٰامَةِ الْأَمْتِ وَاْلعِوَجِ، اَیْنَ الْمُرْتَجىٰ لِإِزٰالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوٰانِ،
کجاست آن کسى که براى اصلاح نادرستى ها و کجى ها به انتظارش نشسته اند؟ کجاست آن کسى که براى از بین بردن جور و ستم به او امید بسته شده؟
اَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدیدِ الْفَرٰآئِضِ وَالسُّنَنِ، اَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِعٰادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّریعَةِ،
کجاست آن کسى که براى تجدید واجبات و سنّتها ذخیره شده؟ کجاست آنکه براى بازگرداندن دین و آیین برگزیده شده؟
اَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیٰآءِ الْکِتٰابِ وَحُدُودِهِ، اَیْنَ مُحْیى مَعٰالِمِ الدّینِ وَاَهْلِهِ،
کجاست آن کسى که براى زنده کردن قرآن و اجراى حدود آن آرزو شده؟ کجاست زنده کننده آثار دین و اهل آن؟
اَیْنَ قٰاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدینَ، اَیْنَ هٰادِمُ اَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَالنِّفٰاقِ،
کجاست درهم شکننده قدرت متجاوزان؟ کجاست ویران کننده بناهاى شرک و نفاق؟
اَیْنَ مُبیدُ اَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْیٰانِ وَالطُّغْیٰانِ، اَیْنَ حٰاصِدُ فُرُوعِ الْغَىِّ وَالشِّقٰاقِ،
کجاست نابودکننده فاسقان و نافرمانان و طغیانگران؟ کجاست قطع کننده شاخه هاى گمراهى و اختلاف؟
اَیْنَ طٰامِسُ آثٰارِ الزَّیْغِ وَالْأَهْوٰآءِ، اَیْنَ قٰاطِعُ حَبٰآئِلِ الْکِذْبِ وَالْإِفْتِرٰآءِ،
کجاست محو کننده نشانه هاى انحراف و هواپرستى؟ کجاست قطع کننده رشته هاى دروغ و تهمت؟
اَیْنَ مُبیدُ الْعُتٰاةِ وَالْمَرَدَةِ، اَیْنَ مُسْتَاْصِلُ اَهْلِ الْعِنٰادِ وَالتَّضْلیلِ وَالْإِلْحٰادِ،
کجاست نابود کننده گردنکشان و سرکشان؟ کجاست ریشه کن کننده معاندان و گمراه کنندگان و بى دینان؟
اَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیٰآءِ وَمُذِلُّ الْأَعْدٰآءِ، اَیْنَ جٰامِعُ الْکَلِمَةِ عَلَى التَّقْوىٰ،
کجاست عزّت بخش دوستان و خوار کننده دشمنان؟ کجاست گردآورنده سخنان بر محور تقوا؟
اَیْنَ بٰابُ اللهِ الَّذى مِنْهُ یُؤْتىٰ، اَیْنَ وَجْهُ اللهِ الَّذى اِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیٰآءُ،
کجاست آن درگاه خدا که از آن وارد شوند؟ کجاست آن جلوه خدایى که اولیا به آن توجّه مى کنند؟
اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَالسَّمٰآءِ، اَیْنَ صٰاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَنٰاشِرُ رٰایَةِ الْهُدىٰ،
کجاست آن وسیله پیوند میان زمین و آسمان؟ کجاست صاحب روز پیروزى و برافرازنده پرچم هدایت؟
اَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاٰحِ وَالرِّضٰا، اَیْنَ الطّٰالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیٰآءِ وَاَبْنٰآءِ الْأَنْبِیٰآءِ،
کجاست گردآورنده همه شایستگى ها و خوبى ها؟ کجاست خون خواه پیامبران و فرزندان پیامبران؟
اَیْنَ الطّٰالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلآٰءَ، اَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلىٰ مَنِ اعْتَدىٰ عَلَیْهِ وَافْتَرىٰ،
کجاست خون خواه شهید کربلا؟ کجاست یارى شده در برابر دشمنان و تهمت زنندگانش؟
اَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذى یُجٰابُ اِذا دَعىٰ، اَیْنَ صَدْرُ الْخَلاٰئِقِ ذُوالْبِرِّ وَالتَّقْوىٰ،
کجاست درمانده اى که چون دعا کند مستجاب مى شود؟ کجاست سرسلسله مخلوقات، آن صاحب نیکى و تقوا؟
اَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفىٰ، وَابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضىٰ، وَابْنُ خَدیجَةَ الْغَرّٰآءِ، وَابْنُ فٰاطِمَةَ الْکُبْرىٰ،
کجاست فرزند پیامبر برگزیده، و فرزند على مرتضى و فرزند خدیجه بزرگوار و فرزند فاطمه کبرى،
بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى وَنَفْسى لَکَ الْوِقٰآءُ وَالْحِمىٰ،
پدر و مادر و جانم سپر بلا و نگهبان تو باد،
یَابْنَ السّٰادَةِ الْمُقَرَّبینَ، یَابْنَ النُّجَبٰآءِ الْأَکْرَمینَ، یَابْنَ الْهُدٰاةِ الْمَهْدِیّینَ،
اى فرزند بزرگِ مقرّبان الهى، اى فرزند بزرگ زادگان گرامى، اى فرزند هدایت گران هدایت یافته،
یَا بْنَ الْخِیَرَةِ الْمُهَذَّبینَ، یَا بْنَ الْغَطٰارِفَةِ الْأَنْجَبینَ، یَا بْنَ الْأَطٰآئِبِ الْمُطَهَّرینَ،
اى فرزند نیکان وارسته، اى فرزند بزرگان شایسته و گرامى، اى فرزند پاکان پاکیزه،
یَا بْنَ الْخَضٰارِمَةِ الْمُنْتَجَبینَ، یَا بْنَ الْقَمٰاقِمَةِ الْأَکْرَمینَ، یَا بْنَ الْبُدُورِ الْمُنیرَةِ،
اى فرزند سخاوتمندان برگزیده، اى فرزند بزرگان گرامى، اى فرزند ماه هاى تابان،
یَا بْنَ السُّرُجِ الْمُضیئَةِ، یَا بْنَ الشُّهُبِ الثّٰاقِبَةِ، یَا بْنَ الْأَنْجُمِ الزّٰاهِرَةِ،
اى فرزند چراغ هاى نورافشان، اى فرزند شهاب هاى نافذ، اى فرزند ستارگان درخشان،
یَا بْنَ السُّبُلِ الْوٰاضِحَةِ، یَا بْنَ الْأَعْلاٰمِ الّلآٰئِحَةِ، یَا بْنَ الْعُلُومِ الْکٰامِلَةِ،
اى فرزند راه هاى آشکار حق، اى فرزند نشانه هاى روشن هدایت، اى فرزند دانش هاى کامل،
یَا بْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ، یَا بْنَ الْمَعٰالِمِ الْمَأثُورَةِ، یَا بْنَ الْمُعْجِزٰاتِ الْمَوْجُودَةِ،
اى فرزند سنّت هاى معروف، اى فرزند نشانه هاى رسیده از جانب حق، اى فرزند معجزه هاى موجود،
یَا بْنَ الدَّلاٰئِلِ الْمَشْهُودَةِ، یَا بْنَ الصـِّرٰاطِ الْمُسْتَقیمِ، یَا بْنَ النَّبَأِ الْعَظیمِ،
اى فرزند راهنمایى هاى آشکار، اى فرزند راه راست، اى فرزند خبر بزرگ،
یَا بْنَ مَنْ هُوَ فى اُمِّ الْکِتٰابِ لَدَى اللهِ عَلِىٌّ حَکیمٌ، یَا بْنَ الْاٰیٰاتِ وَالْبَیِّنٰاتِ،
اى فرزند کسى که در امّالکتاب نزد خداوندِ برتر و داناست، اى فرزند نشانه ها و دلایل آشکار،
یَا بْنَ الدَّلاٰئِلِ الظّٰاهِرٰاتِ، یَا بْنَ الْبَرٰاهینِ الْوٰاضِحٰاتِ الْبٰاهِرٰاتِ،
اى فرزند دلایل روشن، اى فرزند برهان هاى آشکار درخشان،
یَا بْنَ الْحُجَجِ الْبٰالِغٰاتِ، یَا بْنَ النِّعَمِ السّٰابِغٰاتِ، یَا بْنَ طٰهٰ وَالْمُحْکَمٰاتِ،
اى فرزند حجّت هاى فراگیر، اى فرزند نعمت هاى فراوان، اى فرزند طه و محکمات قرآن،
یَا بْنَ یٰس وَالذّٰارِیٰاتِ، یَا بْنَ الطُّورِ وَالْعٰادِیٰاتِ،
اى فرزند یاسین و ذاریات، اى فرزند طور و عادیات،
یَا بْنَ مَنْ دَنىٰ فَتَدَلّىٰ، فَکٰانَ قٰابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنىٰ دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ الْعَلِىِّ الْأَعْلىٰ،
اى فرزند آن که نزدیک و نزدیکتر شد تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر شد، در نزدیکى و قربت به خداى والاى بلندمرتبه (اى امام زمان)
لَیْتَ شِعْرى اَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوىٰ، بَلْ اَىُّ اَرْضٍ تُقِلُّکَ اَوْ ثَرىٰ، اَبِرَضْوىٰ اَوْغَیْرِها، اَمْ ذى طُوىٰ،
کاش مى دانستم در کجا منزل گزیده اى، و کدامین سرزمین و مکان تو را در خود جاى داده؟ آیا در کوه «رَضوایى» یا غیر آن یا در سرزمین «ذى طوى»؟
عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ اَرَى الْخَلْقَ وَلاٰ تُرىٰ، وَلاٰ اَسْمَعُ لَکَ حَسیساً وَلاٰ نَجْوىٰ،
بر من دشوار است که مردم را ببینم ولى تو دیده نشوى، و صدا و نجوایى از تو نشنوم،
عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ تُحیطَ بِکَ دُونِىَ الْبَلْوىٰ، وَلاٰ یَنٰالُکَ مِنّى ضَجیجٌ وَلاٰ شَکْوىٰ،
بر من دشوار است که تنها تو گرفتار رنج و بلا باشى نه من، و ناله و شکایت من به تو نرسد،
بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنّٰا، بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ نٰازِحٍ مٰا نَزَحَ عَنّٰا،
جانم فداى تو غایبى که هرگز از میان ما بیرون نیستى، جانم فداى تو دور از نظرى که از ما دور نیستى،
بِنَفْسى اَنْتَ اُمْنِیَّةُ شٰائِقٍ یَتَمَنّىٰ، مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَکَرٰا فَحَنّٰا،
جانم فداى تو منتهاى آرزوى مشتاقان که هر مرد و زن مؤمنى آرزوى تو را دارند، و تو را یاد کرده و ناله کنند،
بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ عَقیدِ عِزٍّ لاٰ یُسٰامىٰ، بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ اَثیلِ مَجْدٍ لاٰ یُجٰارىٰ ،
جانم فداى تو عزّتمندى که همانندى ندارى، جانم فداى تو ریشه و اصل بزرگوارى که همطرازى ندارى،
بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لاٰ تُضٰاهىٰ، بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ نَصیفِ شَرَفٍ لاٰ یُسٰاوىٰ،
جانم فداى تو نعمت پایدار و دیرینه اى که شبیه و مانندى ندارى، جانم فداى تو شرافتمندى که نظیرى ندارى،
اِلىٰ مَتىٰ اَحارُ فیکَ یا مَوْلاىَ، وَاِلىٰ مَتىٰ، وَاَىَّ خِطـابٍ اَصِفُ فیکَ، وَاَىَّ نَجْوىٰ،
تا به کى حیران تو باشم اى مولاى من؟ و تا به کى و با کدامین گفتار و کدامین نجوا تو را توصیف کنم؟
عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ اُجٰابَ دُونَکَ وَاُنٰاغىٰ، عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ اَبْکِیَکَ وَیَخْذُلَکَ الْوَرىٰ،
بر من دشوار است که پاسخم را از غیر تو بشنوم و با او گفتگو کنم، بر من دشوار است که (در فراقت) بگریم و دیگران به تو بى اعتنا باشند،
عَزیزٌ عَلَىَّ اَنْ یَجْرِىَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ مٰا جَرىٰ،
بر من دشوار است که سختى ها بر تو بگذرد نه بر آنها،
هَلْ مِنْ مُعینٍ فَاُطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُکٰآءَ، هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَاُسٰاعِدَ جَزَعَهُ اِذٰا خَلاٰ،
آیا یارى کننده اى هست که همراه او گریه و ناله را طولانى کنم؟ آیا بى تابى هست که او را بر بى تابیش در زمان تنهایى یارى کنم؟
هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَسٰاعَدَتْهٰا عَیْنى عَلَى الْقَذىٰ، هَلْ اِلَیْکَ یَا بْنَ اَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقىٰ،
آیا چشم گریان در اثر خار فراقى هست که چشم من او را بر گریستن یارى کند؟ اى پسر احمد آیا راهى هست که تو را ملاقات کنم؟
هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنٰا مِنْکَ بِعِدَةٍ فَنَحْظىٰ، مَتىٰ نَرِدُ مَنٰاهِلَکَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوىٰ،
آیا روز فراق ما به وعده دیدار تو منتهى مى شود تا از آن بهره مند شویم؟ کى به چشمه هاى سیراب کننده (معرفتت) وارد مى شویم تا سیراب شویم؟
مَتىٰ نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مٰآئِکَ فَقَدْ طٰـالَ الصَّدىٰ، مَتىٰ نُغٰادیکَ وَنُرٰاوِحُکَ فَنُقِرَّ عَیْناً،
کى از آب گواراى (وصالت) سیراب شویم چرا که تشنگى طولانى شده؟، کى مى شود که شب و روز را با تو به سر بریم تا دیدگان ما (به نور جمالت) روشن شود؟
مَتىٰ تَرٰانٰا وَنَریٰکَ، وَقَدْ نَشَرْتَ لِوٰآءَ النَّصْرِ تُرىٰ،
کى همدیگر را ببینیم در حالى که پرچم نصر و پیروزى را عیان برافراشته اى؟
اَتَرٰانٰا نَحُفُّ بِکَ وَاَنْتَ تَاُمُّ الْمَلَأَ، وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً،
آیا روزى را مى بینى که ما گرد تو جمع شده ایم و تو پیشواى مایى؟ در حالى که زمین را پر از عدل و داد کرده اى
وَاَذَقْتَ اَعْدٰآئَکَ هَوٰاناً وَعِقٰاباً، وَاَبَرْتَ الْعُتٰاةَ وَجَحَدَةَ الْحَقِّ، وَقَطَعْتَ دٰابِرَ الْمُتَکَبِّرینَ،
و به دشمنانت خوارى و عقوبت را چشانده و سرکشان و منکران حق را نابود کرده اى و نسل متکبّران را قطع نموده
وَاجْتَثَثْتَ اُصُولَ الظّٰالِمینَ، وَنَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعٰالَمینَ،
و ریشه ستمکاران را بر کنده اى و ما (در آن روز) مى گوییم حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است،
اَللّـٰهُمَّ اَنْتَ کَشّٰافُ الکُرَبِ وَالْبَلْوىٰ، وَاِلَیْکَ اَسْتَعْدى فَعِنْدَکَ الْعَدْوىٰ، وَاَنْتَ رَبُّ الْاٰخِرَةِ وَالدُّنْیٰا ،
خدایا تو برطرف کننده اندوه ها و گرفتارى هایى و تنها از تو یارى مى خواهم چرا که یارى و کمک فقط نزد توست و تو پروردگار آخرت و دنیایى،
فَاَغِثْ یٰا غِیٰاثَ الْمُسْتَغیثینَ، عُبَیْدَکَ الْمُبْتَلىٰ، وَاَرِهِ سَیِّدَهُ یٰا شَدیدَ الْقُوىٰ،
پس به فریاد بنده گرفتارت برس، اى فریادرسِ فریادرس خواهان، و اى دارنده قدرت عظیم، آقا و سرورش را به او نشان ده،
وَاَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسىٰ وَالْجَوىٰ، وَبَرِّدْ غَلیلَهُ یٰا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ، وَمَنْ اِلَیْهِ الرُّجْعىٰ وَالْمُنْتَهىٰ،
و به این وسیله اندوه و سوز دلش را برطرف کن، و عطشش را فرو نشان، اى که بر عرش مسلّطى، و اى که بازگشت و نهایت کار به سوى توست،
اَللّـٰهُمَّ وَنَحْنُ عَبیدُکَ التّٰآئِقُونَ اِلىٰ وَلِیِّکَ الْمُذَکِّرِ بِکَ وَبِنَبِیِّکَ،
خدایا ما بندگان تو مشتاق ولیّت هستیم، آن که مردم را به یاد تو و پیامبرت مى اندازد،
خَلَقْتَهُ لَنٰا عِصْمَةً وَمَلاٰذاً، وَاَقَمْتَهُ لَنٰا قِوٰاماً وَمَعٰاذاً، وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنینَ مِنّٰا اِمٰاماً،
تو او را نگهدار و پناهگاه ما آفریدى و او را مایه قوّت و پناه ما ساختى، و براى مؤمنین از ما امام و پیشوا قرار دادى،
فَبَلِّغْهُ مِنّا تَحِیَّةً وَسَلاٰماً، وَزِدْنٰا بِذٰلِکَ یٰا رَبِّ اِکْرٰاماً، وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنٰا مُسْتَقَرّاً وَمُقٰاماً،
پس اى پروردگار ما درود و سلام ما را به او برسان و بدین وسیله بر کرامت ما بیفزا و جایگاه او را جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده،
وَاَتْمِمْ نِعْمَتَکَ بِتَقْدیمِکَ اِیّٰاهُ اَمٰامَنٰا، حَتّىٰ تُورِدَنٰا جِنٰانَکَ وَمُرٰافَقَةَ الشُّهَدٰآءِ مِنْ خُلَصٰآئِکَ،
و با قرار دادن او پیشاپیش ما، نعمتت را بر ما تمام گردان تا ما را به بهشت و همنشینى شهیدان از بندگان خالصت وارد سازد،
اَللّـٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَرَسُولِکَ السَّیِّدِ الأَکْبَرِ،
خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و درود فرست بر محمّد، جدّ وى و فرستاده تو آقاى بزرگ
وَعَلىٰ اَبیهِ السَّیِّدِ الأَصْغَرِ، وَجَدَّتِهِ الصِّدّیقَةِ الْکُبْرىٰ فٰاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ،
و بر پدرش آقاى کوچکتر (از پیامبر) و جدّه اش صدیقه کبرى، فاطمه دختر محمّد،
وَعَلىٰ مَنِ اصْطَفَیْتَ مِنْ آبٰآئِهِ الْبَرَرَةِ وَعَلَیْهِ اَفْضَلَ وَاَکْمَلَ وَاَتَمَّ وَاَدْوَمَ وَاَکْثَرَ وَاَوْفَرَ مٰا صَلَّیْتَ عَلىٰ اَحَدٍ مِنْ اَصْفِیٰآئِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ،
و بر آنانى که از میان پدران نیکوکارش (براى امامت) برگزیدى، و بر خود آن حضرت، برترین، کاملترین، تمام ترین، پیوسته ترین، بیشترین و فراوان ترین درودى که بر هر یک از برگزیدگان و نیکان از بندگانت فرستاده اى،
وَصَلِّ عَلَیْهِ صَلاٰةً لاٰ غٰایَةَ لِعَدَدِهٰا، وَلاٰ نِهٰایَةَ لِمَدَدِهٰا، وَلاٰ نَفٰادَ لِأَمَدِهٰا،
و بر او درود فرست درودى که عددش را پایانى و مدّتش را نهایتى و دوره اش را انتهایى نباشد،
اَللّـٰهُمَّ وَاَقِمْ بِهِ الْحَقَّ، وَاَدْحِضْ بِهِ الْبٰاطِلَ، وَاَدِلْ بِهِ اَوْلِیٰآئَکَ، وَاَذْلِلْ بِهِ اَعْدٰآئَکَ،
خدایا به وسیله او حق را بپا دار و باطل را بى اعتبار ساز، و دوستانت را مکنت ده و دشمنانت را خوار گردان،
وَصِلِ اَللّـٰهُمَّ بَیْنَنٰا وَبَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدّى اِلىٰ مُرٰافَقَةِ سَلَفِهِ، وَاجْعَلْنٰا مِمَّنْ یَاْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَیَمْکُثُ فى ظِلِّهِمْ،
خدایا میان ما و او را پیوندى ده که به دوستى گذشتگانش منجر شود و ما را از کسانى قرار ده که به دامان آنها چنگ زده و در سایه (ولایت) آنها مأوى گزینند،
وَاَعِنّٰا عَلىٰ تَاْدِیَةِ حُقُوقِهِ اِلَیْهِ، وَالْإِجْتِهٰادِ فى طـٰاعَتِهِ، وَاجْتِنٰابِ مَعْصِیَتِهِ، وَامْنُنْ عَلَیْنٰا بِرِضٰاهُ،
و ما را بر اداى حقوق و کوشش در فرمانبردارى و دورى از نافرمانیش یارى ده، و با خشنودیش بر ما منّت گذار
وَهَبْ لَنٰا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ، وَدُعٰآئَهُ وَخَیْرَهُ، مٰا نَنٰالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ، وَفَوْزاً عِنْدَکَ،
و مهربانى و رحمت و دعا و خیرش را تا جایى که به وسیله آن به وسعت رحمت و رستگارى در نزدت دست یابیم به ما عطا کن
وَاجْعَلْ صَلاٰتَنٰا بِهِ مَقْبُولَةً، وَذُنُوبَنٰا بِهِ مَغْفُورَةً، وَدُعٰآئَنٰا بِهِ مُسْتَجٰاباً،
و به برکت وجود او نمازهاى ما را بپذیر و گناهان ما را بیامرز و دعاهاى ما را مستجاب گردان
وَاجْعَلْ اَرْزٰاقَنٰا بِهِ مَبْسُوطَةً، وَهُمُومَنٰا بِهِ مَکْفِیَّةً، وَحَوٰآئِجَنٰا بِهِ مَقْضِیَّةً،
و روزى ما را گسترده فرما و غم و اندوه ما را برطرف ساز و حاجت هاى ما را برآور
وَاَقْبِلْ اِلَیْنٰا بِوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنٰا اِلَیْکَ،
و با لطف کریمانه ات به ما توجّه کن، و نزدیکى ما به درگاهت را بپذیر
وَانْظُرْ اِلَیْنٰا نَظْرَةً رَحیمَةً، نَسْتَکْمِلُ بِهَا الْکَرٰامَةَ عِنْدَکَ، ثُمَّ لاٰ تَصْرِفْهٰا عَنّٰا بِجُودِکَ،
و مهربانانه به ما نظر کن، تا بوسیله آن مقام خود را نزد تو، به کمال رسانیم، سپس به جود و بخششت نظرت را از ما برمگردان
وَاسْقِنٰا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، بِکَاْسِهِ وَبِیَدِهِ،
و ما را از حوض (کوثر) جدش ـ که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد ـ از جام او به دستش،
رَیّاً رَوِیّاً هَنیئاً سٰآئِغاً، لاٰ ظَمَأَ بَعْدَهُ یٰا اَرْحَمَ الرّٰاحِمینَ.
آبى خوش طعم، فراوان و گواراى خوشگوار، سیراب گردان، آن گونه که پس از آن هرگز تشنگى نباشد، اى مهربان ترین مهربانان.