دعاى 5
۵- از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که چون برادران یوسف آن حضرت را به چاه افکندند، جبرئیل نزد او آمد و گفت: در این جا چه مى کنى؟ یوسف گفت: برادرانم مرا در این چاه افکندند و رفتند. جبرئیل گفت: آیا دوست دارى از این جا بیرون آیى؟ گفت: این وابسته به مشیّت خداوند است؛ اگر خواست مرا بیرون مى آورد. جبرئیل گفت: خداوند مى فرماید: این دعا را بخوان تا تو را رهایى بخشم؛ بگو:
اَللّـٰهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّ لَکَ الْحَمْدَ، لاٰ اِلـٰهَ اِلّٰا اَنْتَ الْمَنّٰانُ بَدیعُ السَّمٰوٰاتِ وَالْأَرْضِ، ذُوالْجَلاٰلِ وَالْإِکْرٰامِ،
خدایا از تو خواهم که تو راست ستایش و معبودى جز تو نیست که بسى منّت گذار و پدیدآرنده آسمانها و زمین و صاحب جلالت و بزرگوارى هستى
اَنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْ تَجْعَلَ لى مِمّٰا اَنَا فیهِ فَرَجَاً وَمَخْرَجَاً.
که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و قرار دهى براى من در آنچه در آن هستم گشایش و فرجى.
در نتیجه کاروانى آمد و آن گونه که قرآن نقل کرده، او را از چاه نجات داده و با خود به مصر بردند.